تبليغاتX
شوق پرواز
شوق پرواز

برگی هست؟

می خواهم حرفی از زندگی بر روی تصویر تمام نشانه های زیستن بنویسم اما آیا کسی هست که ببیند قلم نامرئی مرا و نگاه خسته یک رهگذر که این راه مرا رفته و طاقت ماندن ندارد و آیا برگی هست که کلمات سوزنده مرا متحمل شود و ذوب نگردد؟ مطمئنا نه برگیست و نه رهگذری. این جا همان جاده تهی است. تنها می مانند ابرهایی که برای باریدن لحظه شماری می کنند. سنگریزه هایی که برای باریدن لحظه ای بر سر عابری خسته فرو می ریزند و حلال نیاز به یک خواب عمیق دارند و نگاههایی که می خواهند فریاد بزنند تا کسی صدایشان را به گوش باد برساند چون آنها سالها در ندای نگاهشان محو گشته اند

|+| نوشته شده توسط شمیم در یکشنبه 1386/02/30 ساعت 10:17 AM |