تبليغاتX
شوق پرواز
شوق پرواز
 

 

غربت من هر چی که هست از با تو بودن بهتر
آخر خط زندگی این نفسای آخر
وقتی دارم با هر نفس از زمون سیر می شم

وقتی با یه زخم زبون از این اون دلگیر می شم

این آخر رها دیگه باید که تنها بمیرم

تنها تو اوج بی کسی تو غربت آروم بگیرم

باید برم باید برم باید که بی تو بپرم

آخ که چه سنگین می زنه این نفسای آخرم

سکوت من نشونه رضایتم نیست می دونی

گلایه ها مو می تونی از توی چشام بخونی

بگو آخه جرمم چیه که باید اینجور بسوزم

هیچی نگم داد نزنم لب هانو رو هم بدوزم

دربه در غزل فروش منم که گیتار می زنم

باهر نگاه به عکست انگار من خودمو دار می زنم

نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سرنوشت

به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت

نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من و تو

به ساده بودن منو به اون دل سیاه تو

|+| نوشته شده توسط شمیم در یکشنبه 1385/11/01 ساعت 3:44 PM |