
اون روز فراموشم نمی شه
یه روز غروب، تو کوچه ها بارون می اومد
چیک چیک، صدای گریه ناودون می اومد
بارون دونه دونه از هر سو روون بود
مرغ خسته اون شب کنج آشیون بود
هنوز او روز فراموشم نمی شه
که با دست قشنگت روی شیشه
کشیدی عکس قلب و نوشتی
واسه امروز و فردا و همیشه
|
+| نوشته شده توسط شمیم در دوشنبه
1385/09/20 ساعت
3:37 PM |