تبليغاتX
شوق پرواز
شوق پرواز
مناجات

الهی

امشب دلم کوچ سینه ام را دارد و تپش هایش انگار که طبل هجرت می زنند نگاهم در راستای جاده به افق چهره مانده است و قدم هایم بر سطح جاده ی سبز چون خار خشکیده است غزلهایم که برای تکاپویم طراوت می فرستاد چون مه از صفحه ذهنم محو شده اند زیانم و زبانم ... خدایا پس کجاست زبان سرخ!؟ چشمهایم حراسان در پی آشنا می گردد و اشک هایم شاهراه گونه هایم را می شوید مژگانم را پیش پایت پهن می کنم پس بیا که رواق منتظر چشم من آشیانه تو است.

|+| نوشته شده توسط شمیم در چهارشنبه 1385/05/25 ساعت 5:57 PM |