RSS
دلم می خواد پر بزنه
به هر دری سر بزنه
الان او از راه می رسه
الان باید در بزنه
تو باغچه خشک خونه
به خاطرش گل می کارم
تو گلدونای نقره کار
گلای میخک می ذارم
هر چی که بوی غم بده
از سر راش بر می دارم
کی می دونه چی پیش می یاد
منو می خواد یا نمی خواد
نکنه که امروز نیاد
چشام دو ساعت بمونه
باز بوی غم بگیره
گوشه کنار این خونه
خدا کنه از عاشقی
منو پشیمون نکنه
این باغچه پر از گلو
دوباره وبرون نکنه
خدا کنه این خونه رو
مثال زندون نکنه
دلم می خواد که خونه رو
شمع و چراغون بکنم
در و دیوار کوچه رو
آیینه بندون بکنم
یه غنچه گل بچینم
میون موهام بذلرم
یه خال خوشکل سیاه
کنار لبهام بذارم
اون عکس یادگاری رو
جلوی چشمام بذارم