صدایم کن
صدایم کن تا با تو بر بالهای باد بنشینم و به کرانه های یاد تو سفر کنم. صدایم کن تا هم صدایت شوم . هم صدای تمام سکوتهای پر معنایت. آری من از اعماق وجودم دایت ا می شنوم از سخاوت آسمان صداقت خورشید و طراوت باران. پس از سکوت طنین اندازترین فریادها باز صدایم کن.
|
+| نوشته شده توسط شمیم در شنبه
1385/06/25 ساعت
9:19 AM |