من وحشت و من ظلمت
من نامهربانیها
در این دنیای وحشت زا
من بی همزبانیها
من گرداب عشق تو در این گرداب غم غرقاب
دلم بی تو چه خاموش است
امان از دست دل فریاد
چگونه دل به کف آرم
که تو دردم نمی دانی
|
+| نوشته شده توسط شمیم در پنجشنبه
1385/06/02 ساعت
10:50 AM |