![]() سوال بال و پر مرغ عشقم زخم شده است از خودم می پرسم : چرا همسفر اشکهای کودک پا برهنه نشدم؟ چرا شادی را با دستهای خسته پیرزن قسمت نکردم؟ می گویم: اگر فاصله نبود «حدیث دلتنگی یاس ها را باور می کردیم.»
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته سوم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 آرشیو موضوعی
شعرهای عاشقانه
ضرب المثل جوک مهریز شناسی مناجات مادر موج بهار آرزو از پیش من هرگز نرو دژ فنا دریای دل اشاره دوراهی باران صدایم کن دو پنجره کی می دونه چی پش می یاد طلوع دلتنگی خنده دار جستجو
پیوندها
توسن
اصفهان خیلی زیباست انجمن علمی ریاضی فیزیک شیمی کوثر بهار یک دنیا و یک قلب سایت آموزشی ایرانیان آواز بی صدا باربد دنیای عشق ترنم محبوب قلب ****سوگند**** **** اشک مهتاب **** شبانگاه (شمیم) ساده دل بی پناه **عشق کامپیوتر ** باران آدم آهنی اگر نگیم نخدیم پیاز می شیم واگویه ها میرزا بنویس همشهری ریاضی هم علم هم هنر سخن ؛ تبلور اندیشه برتر ترانه سحر عاشقانه نوشته عشق من عاشقم باش گولو سنگسان نوشته های گم شده اسطوره شفاگری گل مشکی بیدار اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
|
شوق پرواز
آسمون ابریه اما بارون نمی یاد صدای گریه بارون توی ناودون نمی یاد اون که من دوسش دارم از خونه بیرون نمی یاد واسه این دل تنها دیگه مهمون نمی یاد نمی یاد نمی یاد نمی یاد تا بدونه جای خالیش توی خونه واسه من یه زندونه دیگه اون دوست نداره واسه من گل بیاره روی موهام بذاره یادمه روزی که آشنا شدیم روزی که مثل دو غنچه وا شدیم وقتی اون با بوسه لبهامو می بست نم بارون رو لبامون می نشست نمی یاد نمی یاد نمی یاد تا بدونه جای خالیش توی خونه واسه من یه زندونه
تقدیم به دوستان خوبم
عیدتون هم مبارک باشه
بره و گرگ
بیا تا برایت بگم آسمون سیاه شده دیگه هر پنجره ای به دیواری وا شده بیا تا برات بگم گل توی گلدون خشکیده دست سردم تا حالا دست گرمی ندیده بیا تا مثل قدیم واسه هم قصه بگیم گم بشیم تو رویاها قصه از غصه بگیم بیا تا برات بگم قصه بره و گرگ که چه جور آشنا شدن توی این دشت بزرگ آخه شب بود می دونی بره گرگ رو نمی دید بره ازگرگ سیاه حرفهای خوبی شنید بره تنها رو گرگ به یه شهر تازه برد بره تا رفت تو خیال گرگ پرید و اونو خورد بره باور نمی کرد گفت شاید خواب می بینه ولی دید جای دلش خالی مونده تو سینه بیا تا برات بگم تو همون گرگ بدی که با نیرنگ و فریب سراغم اومدی
گل خورشید (ای خورشید) بشنو اکنون قصه ای شیرین قصه دریاچه رنگین قصه دریاچه و خورشید آن زمان دریا بود تنها تا گل خورشید گشت پیدا لب خورشید گل شد و خندید آه ای خورشید ای گل خوش رنگ دشت آسمان یک روز ،یک روز من تو را از شاخه خواهم چید سینه من بستر نرم تو ای خورشید این دل من خانه گرم تو ای خورشید آه ای خورشید ای گل خوش رنگ دشت آسمان یک روز ،یک روز من تو را از شاخه خواهم چید
|