تبليغاتX
شوق پرواز
شوق پرواز

 

 

 

می دونم یه روز می یای (دیر نمی شه)

بی تو باز، پرنده ها به زیر بارون می شینن

کبوترا خشته می شن می آن تو ایوون می شینن

آینه ها، چشم منو یه حوض پر آب می بینن

گلای قالی همه بهارو تو خواب می بینن

می دونم یه روز می یای، همین روزا دیر نمی شه

دل عاشق تا هزار سال دیگه پیر نمی شه

دیگه آفتاب می گیره شب بوی مهتاب نمی ده

سال بیاد بره کسی به گلدونا آب نمی ده

آسمون ستاره هاشو دیگه از یاد می بره

پیرهن سبز بهارو با خودش باد می بره

زندگی بی تو مثل ابره که زود بارون می شه

اگه آدم کوه باشه از غصه ها داغون می شه

دیگه اون وقت واسه کی قصه بگه لبای من

دوست دارن ابرا همه گریه کنن برای من

می دونم یه روز می یای، همین روزا دیر نمی شه

دل عاشق تا هزار سال دیگه پیر نمی شه

 

 

|+| نوشته شده توسط شمیم در دوشنبه 1385/09/06 ساعت 7:31 AM |

 

آسمان ای پیر افسرده

بهر چه با من نمی سازی

کلبه تاریک قلبم را

لحظه ای روشن نمی سازی

در این شهر پر از شور و دروازه ها

چرا هر دری را زدم بسته بود

چرا مرغک بخت من ای خدا

پرستویی افرده و خسته بود

 

چرا نمی سازد این زمانه

با دل بی قرار من

خدایا کی سرآید آخر

زمان انتظار من

شاید خواست خدا بوده

که من غمگین بمانم

برای این قلب خسته

آواز غم بخوانم

|+| نوشته شده توسط شمیم در شنبه 1385/09/04 ساعت 8:43 AM |

 

 

 

 

 

 

کوه

تو اون کوه بلندی که سرتاپا  غروره

کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره

تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام

تو می دونی چی می گم

تو گوش می دی به حرفام

 

به چشم من

به چشم من تو اون کوهی

پرغروری، بی نیازی،‌ باشکوهی

طعم بارون،‌بوی دریا، رنگ کوهی

تو همون اوج غریب قله هایی

تو دلت فریاده، اما بی صدایی

تو مثل قله های مه گرفته

منم اون ابر دلتنگ زمستون

دلم می خواد بذارم سر رو شونت

ببارم نم نم دلگیر بارون

|+| نوشته شده توسط شمیم در پنجشنبه 1385/09/02 ساعت 10:17 AM |