![]() سوال بال و پر مرغ عشقم زخم شده است از خودم می پرسم : چرا همسفر اشکهای کودک پا برهنه نشدم؟ چرا شادی را با دستهای خسته پیرزن قسمت نکردم؟ می گویم: اگر فاصله نبود «حدیث دلتنگی یاس ها را باور می کردیم.»
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته سوم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 آرشیو موضوعی
شعرهای عاشقانه
ضرب المثل جوک مهریز شناسی مناجات مادر موج بهار آرزو از پیش من هرگز نرو دژ فنا دریای دل اشاره دوراهی باران صدایم کن دو پنجره کی می دونه چی پش می یاد طلوع دلتنگی خنده دار جستجو
پیوندها
توسن
اصفهان خیلی زیباست انجمن علمی ریاضی فیزیک شیمی کوثر بهار یک دنیا و یک قلب سایت آموزشی ایرانیان آواز بی صدا باربد دنیای عشق ترنم محبوب قلب ****سوگند**** **** اشک مهتاب **** شبانگاه (شمیم) ساده دل بی پناه **عشق کامپیوتر ** باران آدم آهنی اگر نگیم نخدیم پیاز می شیم واگویه ها میرزا بنویس همشهری ریاضی هم علم هم هنر سخن ؛ تبلور اندیشه برتر ترانه سحر عاشقانه نوشته عشق من عاشقم باش گولو سنگسان نوشته های گم شده اسطوره شفاگری گل مشکی بیدار اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
|
شوق پرواز
گل گلدون من گل گلدون من شکسته در باد تو بیا تا دلم نکرده فریاد گل شب بو دیگه شب بو نمی ده کی گل شب بو رو از شاخه چیده گوشه آسمون گل رنگین کمون من مثل تاریکی تو مثل مهتاب اگه باد از سر زلفت تو نگذره من می رم گم می شم تو جنگل خواب گل هر آرزو رفته از رنگ و بو من شدم رودخونه دلم یه مرداب آسمون ابی می شه اما گل خورشید رو شاخه های بید دلش می گیره دره مهتابی می شه اما گل مهتاب از برکه های آب بالا نمی یاد تو که دست تکون می دی به ستاره جون می دی می شکفه گل از گل باغ وقتی چشمات هم می یاد دو ستاره کم می یاد می سوزه شقایق از داغ
خورشید شب کم کم دامن سیاه و پو لک اندودش را جمع می کند و نگین آتشین آسمان چهره خود را نمایان می سازد و با پرتو اش به هر یک از موجدات تلنگر می زند آری خورشید عالم تاب بر فراز طاق نیلگون با نورش همگان را از خواب ناز بیدار می کند و حیات جانی تازه می گیرد و جنب و جوش آغاز می شود و بعد از چند ساعتی آهوی آتشین آسمان پرتواش را از زمین جمع می کند و ماه نقره فام جای آن را می گیرد تا فردا. روز دیگر خورشید به حیات جانی تازه می دهد و آدم ها زندگی را با روزی شادتر و چراغی زیباتر آغاز می کنند تو هم خورشید باش
حرف اگه سبزم اگه جنگل اگه ماهی اگه دریا اگه اسمم همه جا هست روی لبها ، تو کتابها اگه رودم، رود گنگم مثل مریم اگه پاک اگه نوری به صلیبم اگه گنجی زیر خاک واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم اگه پاکم مثل معبد اگه عاشق مثل هندو مثل بندر واسه قایق واسه قایق مثل پارو اگه عکس چل ستونم اگه شهری بی حصار واسه آرش تیر آخر واسه جاده یه سوار واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم اگه قیمتی ترین سنگ زمینم توی تابستون دستای تو برفم اگه حرفای قشنگ هر کتابم برای اسم تو چند تا دونه حرفم اگه سیلم پیش تو قد یه قطره اگه کوهم پیش تو قد یه سوزن اگه تن پوش بلند هر درختم پیش تو اندازه دگمه پیرهن واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم اگه تلخی مثل نفرین اگه تندی مثل رگبار اگه زخمی زخم کهنه بغض یک در، رو به دیوار اگه جام شوکرانی تو عزیزی مقل آب اگه ترسی ، اگه وحشت مثل مردن توی خواب واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم
کوچه میعاد (کوچه انتظار) بی تو چون شبهای دیگر امشب آرامی ندارم در سکوت کوچه تو نیمه شب ره می سپارم آن زمان این کوچه هر شب کوچه میعاد ما بود بر لب ما تا سحرگاه قصه فردای ما بود این زمان افکنده بر ما سایه،دیوار جدایی ای خدا آخر کجا رفت روزگار آشنایی ای کویر سینه من بوته های آتشت کو در شب سرد جدایی شعله های سرکشت کو
دیگه اشکم واسه من ناز می کنه کاشکی تاریکی می رفت، فردا می شد صبح می شد،چشمون تو پیدا می شد لب های ناز تو با قصه عشق مثل گلهای بهاری وا می شد تا دلم شکوه رو آغاز می کنه دیگه اشکم واسه من ناز می کنه یادته قول دادی پیشممی مونی قصه عشق زیر گوشم می خونی نمی دونست دل وامونده من که تو رسم بی وفایی می دونی تا دلم شکوه رو آغاز می کنه دیگه اشکم واسه من ناز می کنه هنوز از عشق تو لبریزه تنم عاشق چشمون ناز تو منم نمی دونم چرا من هم مثل تو نمی تونم زیر قولم بزنم تا دلم شکوه رو آغاز می کنه دیگه اشکم واسه من ناز می کنه
فصل تازه نگاه کن من چه بی پروا چه بی پروا به مرز قصه های کهنه می تازم نگاه کن با چه سرسختی تو این سرما برای عشق یه فصل تازه می سازم یه فصل پاک یه فصل امن و بی وحشت برای تو که یک گلبرگ زودرنجی نگاه کن من به عشق تو چه لیلاوار تن یخ بسته پروازو می بوسم بیا گرم کن منو با سرخی رگهات من اون رگ های پرآوازو می بوسم
|