تبليغاتX
شوق پرواز
شوق پرواز

 

 

 

 

 

گل گلدون من

گل گلدون من شکسته در باد

تو بیا تا دلم نکرده فریاد

گل شب بو دیگه شب بو نمی ده

کی گل شب بو رو از شاخه چیده

گوشه آسمون گل رنگین کمون

من مثل تاریکی تو مثل مهتاب

اگه باد از سر زلفت تو نگذره

من می رم گم می شم تو جنگل خواب

گل هر آرزو رفته از رنگ و بو

من شدم رودخونه دلم یه مرداب

آسمون ابی می شه اما گل خورشید

رو شاخه های بید دلش می گیره

دره مهتابی می شه اما گل مهتاب

از برکه های آب بالا نمی یاد

تو که دست تکون می دی

به ستاره جون می دی

می شکفه گل از گل باغ

وقتی چشمات هم می یاد

دو ستاره کم می یاد

می سوزه شقایق از داغ

 

|+| نوشته شده توسط شمیم در سه شنبه 1385/08/30 ساعت 10:28 AM |

 

 

 

خورشید

شب کم کم دامن سیاه و پو لک اندودش را جمع  می کند و نگین آتشین آسمان چهره خود را نمایان می سازد و با پرتو اش به هر یک از موجدات تلنگر می زند

آری خورشید عالم تاب بر فراز طاق نیلگون با نورش همگان را از خواب ناز بیدار می کند و حیات جانی تازه می گیرد و جنب و جوش آغاز می شود و بعد از چند ساعتی آهوی آتشین آسمان پرتواش را از زمین جمع می کند و ماه نقره فام جای آن را می گیرد تا فردا.

روز دیگر خورشید به حیات جانی تازه می دهد و آدم ها زندگی را با روزی شادتر و چراغی زیباتر آغاز می کنند

تو هم خورشید باش

|+| نوشته شده توسط شمیم در دوشنبه 1385/08/29 ساعت 8:31 AM |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حرف

اگه سبزم اگه جنگل

اگه ماهی اگه دریا

اگه اسمم همه جا هست

روی لبها ، تو کتابها

اگه رودم، رود گنگم

مثل مریم اگه پاک

اگه نوری به صلیبم

اگه گنجی زیر خاک

واسه تو قد یه برگم

پیش تو راضی به مرگم

 

اگه پاکم مثل معبد

اگه عاشق مثل هندو

مثل بندر واسه قایق

واسه قایق مثل پارو

اگه عکس چل ستونم

اگه شهری بی حصار

واسه آرش تیر آخر

واسه جاده یه سوار

واسه تو قد یه برگم

پیش تو راضی به مرگم

 

اگه قیمتی ترین سنگ زمینم

توی تابستون دستای تو برفم

اگه حرفای قشنگ هر کتابم

برای اسم تو چند تا دونه حرفم

اگه سیلم پیش تو قد یه قطره

اگه کوهم پیش تو قد یه سوزن

اگه تن پوش بلند هر درختم

پیش تو اندازه دگمه پیرهن

واسه تو قد یه برگم

پیش تو راضی به مرگم

 

اگه تلخی مثل نفرین

اگه تندی مثل رگبار

اگه زخمی زخم کهنه

بغض یک در، رو به دیوار

اگه جام شوکرانی

تو عزیزی مقل آب

اگه ترسی ، اگه وحشت

مثل مردن توی خواب

واسه تو قد یه برگم

پیش تو راضی به مرگم

 

 

|+| نوشته شده توسط شمیم در شنبه 1385/08/27 ساعت 8:40 AM |

 

 

 

 

 

 

 

 

کوچه میعاد (کوچه انتظار)

بی تو چون شبهای دیگر

امشب آرامی ندارم

در سکوت کوچه تو

نیمه شب ره می سپارم

 

آن زمان این کوچه هر شب

کوچه میعاد ما بود

بر لب ما تا سحرگاه

قصه فردای ما بود

 

این زمان افکنده بر ما

سایه،‌دیوار جدایی

ای خدا آخر کجا رفت

روزگار آشنایی

ای کویر سینه من

بوته های آتشت کو

در شب سرد جدایی

شعله های سرکشت کو

 

|+| نوشته شده توسط شمیم در پنجشنبه 1385/08/25 ساعت 7:19 AM |

 

 

 

 

 

دیگه اشکم واسه من ناز می کنه

کاشکی تاریکی می رفت،‌ فردا می شد

صبح می شد،‌چشمون تو پیدا می شد

لب های ناز تو با قصه عشق

مثل گلهای بهاری وا می شد

تا دلم شکوه رو آغاز می کنه

دیگه اشکم واسه من ناز می کنه

یادته قول دادی پیشممی مونی

قصه عشق زیر گوشم می خونی

نمی دونست دل وامونده من

که تو رسم بی وفایی می دونی

تا دلم شکوه رو آغاز می کنه

دیگه اشکم واسه من ناز می کنه

هنوز از عشق تو لبریزه تنم

عاشق چشمون ناز تو منم

نمی دونم چرا من هم مثل تو

نمی تونم زیر قولم بزنم

تا دلم شکوه رو آغاز می کنه

دیگه اشکم واسه من ناز می کنه

 

|+| نوشته شده توسط شمیم در چهارشنبه 1385/08/24 ساعت 10:28 AM |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل تازه

نگاه کن من چه بی پروا چه بی پروا

به مرز قصه های کهنه می تازم

نگاه کن با چه سرسختی

تو این سرما

برای عشق

یه فصل تازه می سازم

 

یه فصل پاک

یه فصل امن و بی وحشت

برای تو

که یک گلبرگ زودرنجی

 

نگاه کن من به عشق تو

چه لیلاوار

تن یخ بسته پروازو می بوسم

 

بیا گرم کن منو با سرخی رگهات

من اون رگ های پرآوازو می بوسم

|+| نوشته شده توسط شمیم در سه شنبه 1385/08/23 ساعت 6:59 AM |