تبليغاتX
شوق پرواز
شوق پرواز

 

 

 

آنانکه :

دستهایشان سنگ فرش راه دیگری است و پاهایشان همسفر و یار جاده تنهایی

قلبشان کلبه ای است تنها برای مالکش که دیگری است.

سینه هایشان به نفس دیگری گرم است.

و دهانشان تنها دوستت دارم را زمزمه می کند

و تنها واژه لغت نامه ذهنشان

محبت است و محبت

 

|+| نوشته شده توسط شمیم در یکشنبه 1385/08/21 ساعت 4:8 PM |

 

 

 

 

 

 

باران دوستی

ای غایب از نظر به خدا می سپارمت 

جانم سوختی و به دل دوست دارمت

گل سرخ عشقی که با دستان پرمحبتت به من تقدیم کردی را در گلدان محبت کاشتم و منتظر ورود تو هستم تا ببینی که تا قیامت نشان عشق تو را هر چه که باشد نگه خواهم داشت و برای همیشه و درهمه جا به یاد عشقت با تو هستم و هیچ گاه ترانه تنهایی را زمزمه نخواهم کرد و همیشه در جاده سرسبز بهاری قدم  خواهم گذاشت و در باران دوستی خواهم ایستاد و وجودم را از تمام جدایی ها خواهم شست و تا آخر عمر با تو خوام بود.

 

 

|+| نوشته شده توسط شمیم در شنبه 1385/08/20 ساعت 9:5 AM |

 دوران خوش

می دانی دلم عجیب گرفته است. مدتی است کبوتر دلم در آسمان گذشته ها بال و پر می زند و من حتی نتوانستم لحظه ای از لحظات با تو بودن را فراموش کنم. چون گذشته ها نیمی از وجودم شده است. دیر زمانی است که تو را کم دارم تو را که با یادت زندگی می کنم. آری کویر خشکیده این دل دستهای تو را می طلبد . چندی است مثل دفتر مشقی که پر پر شده،‌مثل برگ زرد پاییزی،‌بی تو بی هویتی خود را نیز احساس کرده ام تو نمی دانی،‌نه!

 سخت شدن چگونه ادامه این راه هولناک را بر دلم مشکل کرده 

است.

ای گمشده من بیا کوله بار سنگین پر از آرزوهای سوخته را از دوشم بردار تا بیش از این سنگینی دوری تو را بر سینه ام احساس نکنم.

 

ای تک غزل آشنایی بیا.

 

|+| نوشته شده توسط شمیم در پنجشنبه 1385/08/18 ساعت 7:39 AM |

 

 

  

از 1000 تا 1

1000 بار 900 جمله عاشقانه را در 800 جای مختلف پیش 700 نفر طرح کردم 600 نفر

 

آنرا پذیرفتند و 500 نفر آن را به 400 زبان و 300 کتاب و 200 برگ درآوردند و 10 بار

 

برای تو در 90 روز، روزی 80 بار خواندم 70 جمله را در 60 بهانه گفتم 50 روز ، روزی

 

40 دقیقه برای خودت تکرار کردی و 30 تای آن را آموختی سپس در 20 روز اول روزی

 

10 دقیقه از تو 9 سؤال کردم 8 مرتبه به 7 سوال من 6 جواب منفی دادی و در فاصله 5 روز

 

تو را در 4 مرتبه به 3 جشن عاشقانه دعوت کردم 2 ساعت از تو خواهش کردم تا 1 بار

 

گفتی دوستت دارم.

 

 

|+| نوشته شده توسط شمیم در چهارشنبه 1385/08/17 ساعت 9:45 AM |

کاش:

 

کاش سر بر زانوان تو می نهادم و تو محبت و صداقت را در گوشم

 

 زمزمه می کردی کاش می شد مهربانی را چون خرمنی گل

 

سرخ تقدیمت کنم

 

امروز در خلوت سرای دل به تو می اندیشم به تو که عشق

 

جاودانه را در کاغذ رنگی صفا به من هدیه کردی

 

امشب قایق افکارم در دریای بی کران قلبت پارو می زنم تا به

 

ساحل مهربانی هایت دست یابم.

 

 

|+| نوشته شده توسط شمیم در سه شنبه 1385/08/16 ساعت 8:30 AM |

معنی عشق:

می آیند و می شکنند شیشه های بی خبر را و نمی گویند حرفی از ترمیم. می گذارند می روند و می ماند خاطره ای از یک روز بارانی. چشم های به در دوخته. انتظار یک انتقام،‌بالاخره به سر خواهد آمد. تلخی و سردی آن روز برفی. این چشم ها می گویند تا بشویند زخم های کهنه دیروز را ولی باز می آیند و می شکنند و می پاشند نمک بر روی زخمی عمیق همان عاشقان سربی دیروز .

 

|+| نوشته شده توسط شمیم در دوشنبه 1385/08/15 ساعت 9:5 AM |