![]() سوال بال و پر مرغ عشقم زخم شده است از خودم می پرسم : چرا همسفر اشکهای کودک پا برهنه نشدم؟ چرا شادی را با دستهای خسته پیرزن قسمت نکردم؟ می گویم: اگر فاصله نبود «حدیث دلتنگی یاس ها را باور می کردیم.»
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته سوم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 آرشیو موضوعی
شعرهای عاشقانه
ضرب المثل جوک مهریز شناسی مناجات مادر موج بهار آرزو از پیش من هرگز نرو دژ فنا دریای دل اشاره دوراهی باران صدایم کن دو پنجره کی می دونه چی پش می یاد طلوع دلتنگی خنده دار جستجو
پیوندها
توسن
اصفهان خیلی زیباست انجمن علمی ریاضی فیزیک شیمی کوثر بهار یک دنیا و یک قلب سایت آموزشی ایرانیان آواز بی صدا باربد دنیای عشق ترنم محبوب قلب ****سوگند**** **** اشک مهتاب **** شبانگاه (شمیم) ساده دل بی پناه **عشق کامپیوتر ** باران آدم آهنی اگر نگیم نخدیم پیاز می شیم واگویه ها میرزا بنویس همشهری ریاضی هم علم هم هنر سخن ؛ تبلور اندیشه برتر ترانه سحر عاشقانه نوشته عشق من عاشقم باش گولو سنگسان نوشته های گم شده اسطوره شفاگری گل مشکی بیدار اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
|
شوق پرواز
آنانکه : دستهایشان سنگ فرش راه دیگری است و پاهایشان همسفر و یار جاده تنهایی قلبشان کلبه ای است تنها برای مالکش که دیگری است. سینه هایشان به نفس دیگری گرم است. و دهانشان تنها دوستت دارم را زمزمه می کند و تنها واژه لغت نامه ذهنشان محبت است و محبت
باران دوستی ای غایب از نظر به خدا می سپارمت جانم سوختی و به دل دوست دارمت گل سرخ عشقی که با دستان پرمحبتت به من تقدیم کردی را در گلدان محبت کاشتم و منتظر ورود تو هستم تا ببینی که تا قیامت نشان عشق تو را هر چه که باشد نگه خواهم داشت و برای همیشه و درهمه جا به یاد عشقت با تو هستم و هیچ گاه ترانه تنهایی را زمزمه نخواهم کرد و همیشه در جاده سرسبز بهاری قدم خواهم گذاشت و در باران دوستی خواهم ایستاد و وجودم را از تمام جدایی ها خواهم شست و تا آخر عمر با تو خوام بود.
دوران خوش می دانی دلم عجیب گرفته است. مدتی است کبوتر دلم در آسمان گذشته ها بال و پر می زند و من حتی نتوانستم لحظه ای از لحظات با تو بودن را فراموش کنم. چون گذشته ها نیمی از وجودم شده است. دیر زمانی است که تو را کم دارم تو را که با یادت زندگی می کنم. آری کویر خشکیده این دل دستهای تو را می طلبد . چندی است مثل دفتر مشقی که پر پر شده،مثل برگ زرد پاییزی،بی تو بی هویتی خود را نیز احساس کرده ام تو نمی دانی،نه! است. ای گمشده من بیا کوله بار سنگین پر از آرزوهای سوخته را از دوشم بردار تا بیش از این سنگینی دوری تو را بر سینه ام احساس نکنم. ای تک غزل آشنایی بیا.
از 1000 تا 1 1000 بار 900 جمله عاشقانه را در 800 جای مختلف پیش 700 نفر طرح کردم 600 نفر
آنرا پذیرفتند و 500 نفر آن را به 400 زبان و 300 کتاب و 200 برگ درآوردند و 10 بار
برای تو در 90 روز، روزی 80 بار خواندم 70 جمله را در 60 بهانه گفتم 50 روز ، روزی
40 دقیقه برای خودت تکرار کردی و 30 تای آن را آموختی سپس در 20 روز اول روزی
10 دقیقه از تو 9 سؤال کردم 8 مرتبه به 7 سوال من 6 جواب منفی دادی و در فاصله 5 روز
تو را در 4 مرتبه به 3 جشن عاشقانه دعوت کردم 2 ساعت از تو خواهش کردم تا 1 بار
گفتی دوستت دارم.
کاش:
کاش سر بر زانوان تو می نهادم و تو محبت و صداقت را در گوشم
زمزمه می کردی کاش می شد مهربانی را چون خرمنی گل
سرخ تقدیمت کنم
امروز در خلوت سرای دل به تو می اندیشم به تو که عشق
جاودانه را در کاغذ رنگی صفا به من هدیه کردی
امشب قایق افکارم در دریای بی کران قلبت پارو می زنم تا به
ساحل مهربانی هایت دست یابم.
معنی عشق: می آیند و می شکنند شیشه های بی خبر را و نمی گویند حرفی از ترمیم. می گذارند می روند و می ماند خاطره ای از یک روز بارانی. چشم های به در دوخته. انتظار یک انتقام،بالاخره به سر خواهد آمد. تلخی و سردی آن روز برفی. این چشم ها می گویند تا بشویند زخم های کهنه دیروز را ولی باز می آیند و می شکنند و می پاشند نمک بر روی زخمی عمیق همان عاشقان سربی دیروز .
|