تبليغاتX
شوق پرواز
شوق پرواز

کاش می شد

از معبد ارغوانی دلها مرا فریاد زد

که

می توان خورشید را از شهر عشق

پایین آورد و با آن

دلهای بی عاطفه را

گرم کرد

کاش می شد

عطر خوبی ها را در همه دلها

جاری کنیم

کاش می شد...

 

 

|+| نوشته شده توسط شمیم در یکشنبه 1385/08/14 ساعت 7:20 AM |

دلم می خواهد تا آخرین کهکشان پرواز کنم و بر دوش ستاره ها آواز بخوانم

دلم می خواهد مثل فرشته ها بیام عشق و مهربانی را تا بی نهایت امتداد دهم

دلم می خواهد به آدمهای غمگین باغی پر از گل هدیه دهم.

با صدای پرنده ها و آبشار و ...

|+| نوشته شده توسط شمیم در پنجشنبه 1385/08/11 ساعت 7:35 AM |

تنهاترین من

 تنها نذار منو

تنها سفر مکن سفرمکن

این دل شکسته ی از یاد رفته رو دیوونه تر نکن

چشمای خیس من

 این چشمه های غم

دیوونه تواند ای رود مهربون

از روز وصلمون چیزی بگو به من

حرفی بزن گلم

من کم تحملم

باگریه های تو روزای شادم را از یاد می برم

اما چه فایده می ترسم عاقبت از یاد تو برم

کم گریه کن گلم من کم تحملم

با چشمهای خیس این چشمه های غم

با گریه زیاد با خنده های کم

انگار تا ابد با این بهونه ها

جای من و تو هم دیونه خونه ها

حرفی بزن گلم من کم تحملم

با من بمون گلم من کم تحملم

تنهاترین من تنها نذار من

 

 

|+| نوشته شده توسط شمیم در سه شنبه 1385/08/09 ساعت 7:18 AM |

کاش

کاش می توانستیم پرستوها را از پنجره چشمانمان ببینیم. کاش می توانستیم خورشید را به مهمانی پنجره دلمان دعوت کنیم. کاش می توانستیم زنگار قلب آهنی امان را با دستمال محبت پاک کنیم.کاش می توانستیم گرد و غبار سکوت را از آیینه وجودمان بزدائیم. کاش می توانستیم در غم شب بوها شریک باشیم. کاش می توانستیم بودن را درک کنیم کاش می توانستیم عشق را با تمام وجود حس کنیم. کاش ...

|+| نوشته شده توسط شمیم در دوشنبه 1385/08/08 ساعت 7:11 AM |