تبليغاتX
شوق پرواز
شوق پرواز
دو پنجره

دو پنجره

توی یک دیوار سنگی

دو تا پنجره اسیرن

دوتا خسته دو تا تنها

یکیشون تو یکیشون من

دیوار از سنگ سیاهه

سنگ سرد و سخت خارا

زده قفل بی صدایی

به لبای خسته ما

نمی تونیم که بجنبیم

زیر سنگینی دیوار

همه عشق من و تو

قصه هست،‌قصه دیدار

همیشه فاصله بوده

بین دستای من و تو

با همین تلخی گذشته

شب و روزای من و تو

راه دوری بین ما نیست

اما بازم این زیاده

تنها پیوند من و تو

دست مهربون باده

ما باید اسیر بمونیم

زنده هستیم تا اسیریم

واسه ما رهایی مرگه

تا رها بشیم می میریم

توی یک دنیای دیگه

دستای همو بگیریم

شاید اونجا توی دلها

درد بیزای نباشه

میون پنجره هاشون

دیگه دیواری نباشه

 

 

|+| نوشته شده توسط شمیم در سه شنبه 1385/06/28 ساعت 12:2 PM |

بیا دو خط موازی نباشیم، بیا دلتنگی هایمان را با کوچ پرستوها به دورترین نقطه زمین پرواز دهیم بیا برای دستهای هم ترانع بسراییم و دفترمان را پر از قناری کنیم بیا برای هم بمانیم که گاهی دنیا مجالی برای مهربانی کردن نمی دهد.

|+| نوشته شده توسط شمیم در یکشنبه 1385/06/26 ساعت 10:1 AM |

بی تو سرگردان دنیایی خرابم خوب من

می چکد یادت ز چشمان پرآبم خوب من

آنچنان با من عجین بودی که بعد رفتنت

زندگی حتی نمی آید به خوابم خوب من

خواندمت با بیقراری تا که برگردی ولی

بی جهت گویی پریشان جوابم خوب من

آنقدر گفتم به دل او می رسد روزی ز راه

تا که دل هم می کند دیگر عتابم خوب من

روزها می آید از پشت هم و داغت هنوز

می کند اندوه جاری در حسابم خوب من

عشق چون دیوان شعری بود اینک بی تو من

برگ زرد پاره ای از این کتابم خوب من

برای تا تو رسیدن دو بال می خواهم

دو بال آبی و خیلی زلال می خواهم

من از تبار بهارم بدون تو

چهار فصل خدا را از زوال می خواهم

شبیه غربت مجنون پر از بیابانم

ولی به وسعت لیلا ملال می خواهم

دلم گرفته برای خودت که می دانی

تو را همیشه خیال محال می خواهم

برای اینکه بگویم چقدر دلتنگم

تمام پنجره ها را مجال می خواهم

|+| نوشته شده توسط شمیم در یکشنبه 1385/06/26 ساعت 9:55 AM |

صدایم کن
صدایم کن تا با تو بر بالهای باد بنشینم و به کرانه های یاد تو سفر کنم. صدایم کن تا هم صدایت شوم . هم صدای تمام سکوتهای پر معنایت. آری من از اعماق وجودم دایت ا می شنوم از سخاوت آسمان صداقت خورشید و طراوت باران. پس از سکوت طنین اندازترین فریادها باز صدایم کن.
|+| نوشته شده توسط شمیم در شنبه 1385/06/25 ساعت 9:19 AM |